محمد حسين بن مهدى فراهانى
194
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
بناى كعبه اما در باب بناى كعبه و آبادانى آن اختلاف بسيار است و هركسى چيزى گفته . بنابر مشهور ، ابراهيم خليل ( ع ) خواست هاجر و اسمعيل را از نزد ساره دور كند ، به حكم خدا ايشان را بدين ارض مكه آورد ، در حالتى كه آب و آبادانى در آنجا نبود . به معجز نبى چاه زمزم آشكار و قوم بنى جرهم چون آب را نمودار ديدند در آنجا مجتمع شده و اسمعيل در ميان آنها نشو و نما يافت . و چندى حال بدين منوال بود تا آنكه ابراهيم خليل و اسمعيل سلام اللّه عليهما به امر خدا ، در آنجا خانهاى از سنگ كوه قيقعان ساختند و آن خانه را منسوب به خدا نمودند ، و حجر الاسود از بهشت فرستاده شد ، در ركن خانه بنشاندند كه زيارتگاه باشد . و آن سنگ در اول سفيد بود ، مردم ناپاك دست ناپاك بر او ماليدند به تدريج سياه شد ، چنانچه حديث نبوى است كه نازل شد « حجر الاسود از بهشت در حالتى كه سفيدتر از شير بود و خطاى بنى آدم او را سياه كرد . » و بعد از آن زيارتگاه شد و از اطراف و اكناف جمعى گرد آمده و معموره گرديد . و آن خانه محترم بود ، و به سبب احترام آن خانه سلاطين ملاحظهء حال اهالى را مىنمودند و بزرگان مكه بسيار محترم بودند . و متولى خانه اولاد ابراهيم و اسمعيل نسلا بعد نسل بودند ، تا آنكه عبد المطلب جد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله در آنجا آهوان زرين و اسلحه يافت . قريش طمع نموده و كار به منازعه كشيد ، بالاخره قرار بر آن شد كه آنچه يافته صرف تعمير آن خانه كند . تعمير نمود و درب خانه را از آن آهوان زرين نقره كرد . و صحنى قرار داد و آبادانى خانه و مسجد الحرام بيشتر شد . و حجر الاسود در وسط خانه بود و رسول ( ص ) حجر الاسود را در بيرون خانه آورده و به ركن عراقى حاليه نشاند . بعد از رسول ( ص ) بنى اميه مسجد الحرام را كوبيده و ديوار خانه را خراب كردند و زينتهاى او را بردند . عبد اللّه زبير دوباره تعمير كرده و حجر الاسود را در اندرون خانه برده به ديوار نصب كرده ، و حجاج بن يوسف ثقفى مسجد را بزرگ كرده وضع عمارات عبد اللّه را تغيير داده ، حجر الاسود را از وسط خانه بيرون آورده ، و باز به ركن عراقى حاليه نشاند . وليد بن عبد الملك در آن مسجد عمارات عالى ساخت . جعفر دوانقى و پسرش مهدى ، مسجد الحرام را بزرگ نمودند و بر آبادى آن افزودند . و در عهد مقتدر عباسى در سنهء سى صد و هفده [ ه . ق . ] قرامطه به مكه ريخته حجاج و اهالى را به حدى قتل كردند كه چاه زمزم پر از كشتگان شد « * » . جامهء كعبه را پاره
--> ( * ) و عقيدهء قرامطه اين بوده كه هجر الاسود سنگ مغناطيس است كه هرجا باشد خلق را به طرف